X
تبلیغات
ردپای بهشت - اهداف و آثار تربیتی قصه در قرآن

ردپای بهشت

 

 


از آنجایی که قصه و داستان تأثیر شگرفی بر خوانندگان می گذارد ، پروردگار عالم در سرشت انسان میل و علاقه ی فراوانی جهت پی جویی و شنیدن سرگذشت ها و قصه ها نهاده و از همین روی ، از آن هنگام که انسان های اولیه قدرت ارتباط از طریق گفتگو را با همنوعان خویش پیدا نمودند وقایع و حوادث و سرگذشت های خود و قهرمانان و ...زمانه خویش را به نسل بعدی منتقل می کردند و باپیشرفت زمان و پیدایش خط و نگارش ، این حوادث از سینه ها بر قلم ها جاری و در صفحات زرنگار تاریخ نگاشته شده . این روند رو به رشد تا جایی پیشرفت نمود که هم اکنون نیمی از فرهنگ و ادبیات هر ملتی را قصه ها و داستان ها به خود اختصاص داده است . امروز قصه ها نه به عنوان یک هنر و ابزار تبلیغی و تربیتی توجه بسیاری از متفکران واندیشمندان و روانشناسان را به خود جلب نموده و در مراکز علمی و تربیتی بابی از ابواب علم را نیز به خود اختصاص داده است اما بالاتر از همه این تمدن اسلام است که در مکتب توحیدی خویش ، جهت تربیت انسان، از قصه به بهترین وجه استفاده نموده و در این راستا ، خدای سبحان بهترین قصه ها را در قران این کتاب آسمانی و جاوید به شیواترین و بلیغترین شیوه ها به تصویر کشیده است .
 «نحن نقص علیک احسن القصص»(سوره ی یوسف ، آیه ی 3 )
وجود حجم نسبتاً زیاد «قصه » در قرآن که تقریباً یک چهارم آیات قرآنی را به خود اختصاص داده ، توجه بسیاری از پژوهشگران رابه خود جلب و سوالات بسیاری را در ذهن آنان ایجاد نموده است .
در این راستا سوالاتی وجود دارد که می بایستی پاسخ آنها تبیین گردد :
الف )فلسفه وجودی قصه های فراوان در قرآن چیست ؟
ب )قصص قرآن چه اهداف و آثاری را به دنبال دارد ؟

بررسی آثار :

قصص قرآنی که خود قسمتی از قرآن را به خوداختصاص داده است جدای از خود قرآن نیست و از این روی آنچه در تدوین قرآن مطرح شده ، لزوماً قصه ها را شامل می گردد : از این روی در خصوص سابقه این نوشتار ، قبل از هر چیز باید اشاره ای به چگونگی تدوین و تفسیر قرآن کریم نمود .
سیوطی به نقل از حاکم درباره ی جمع آوری قرآن می نویسد :
قران سه مرتبه به شرح زیر جمع آوری شد .اولین بار با حضور رسول خدا بود ..دومین بار در زمان ابوبکر گردآوری شد و در زمان خلافت عثمان برای سومین بار به ترتیب سوره ها گردآوری گردید . (سیوطی ، اتفان ، ترجمه ی دکتر محمد جعفر اسلامی ، جلد اول ، «تهران :بنیاد علوم اسلامی ، 1362 »ص 205 )
سابقه و تاریخ کتابت و تدوین و تحقیق قصص قرآن ، هم زمان با آغاز ظهور اسلام وتوأم با نزول و جمع آوری و تفسیر قرآن می باشد . پس از آنکه قرآن نازل شد و مردم کم کم کتابت را آموختند ، آنها از پیامبر «ص » در مورد بعضی آیات سوالاتی می نمودند و آن حضرت به تناسب معلومات ایشان ،آیات قرآنی را تفسیر و توضیح می دادند ، بنابراین آغاز تفسیر قصه های قرآن نیز در زمان حیات حضرت محمد «ص» بود .
پس از رحلت پیامبر اکرم «ص » ائمه ی معصومین علیهم السلام به عنوان قرآن ناطق تفسیر آیات قرآن کریم را عهده دار بودند و در عین حال صحابه نیز روایات صحیح و موثق ، تفسیری را جمع آوری نموده و کم کم تفسیر قرآن شکل گرفت و مفسرین در خصوص قصص قرآنی نیز مطالب نوشتند .
علامه طباطبایی در این مورد نیز می نویسد :
«ازجمله موضوعاتی که طبقه ی اول مفسرین ، روایات آن را نقل کرده اند قصص قرآنی است .آن روز {زمان مفسرین طبقه ی اول }بحث از قرآن در چهارچوب ادبی آیات ، و شأن نزول آنها و مختصری استدلال به آیات ، برای توضیح آیات دیگر ، اندکی تفسیر به روایات وارده از رسول خدا «ص » در باب قصص و معارف مبدأ و معاد و امثال آن تجاوز نمی کرد » (محمد حسین طباطبایی ، المیزان ، ترجمه ی موسوی همدانی ، ج 1 ، چ دهم ، «قم :انتشارات دارالعلم ، 1367 »ص 7 ).

اهداف تحقیق :

هر چند در مورد «قصه ها و سرگذشت انبیاء علیهم السلام » تاکنون کتب گوناگونی را دانشمندان ، مورخین ، سیره نویسان و ... به رشته ی تحریر درآورد و زحمات زیاد و قابل تقدیری را متحمل شده اند . اما غالب این تألیفات جنبه ی اطلاع رسانی تاریخی و بعضاً به نقل و توصیف حوادث پرداخته اند و کمتر به اهداف کاربردی آنها اشاره شده است .اما همان گونه که تبیین خواهد شد پروردگار عالم اهداف والاتری را که درسازندگی همه جانبه فرد نقش مؤثری دارد (در قصه ها )دنبال می کند .
لذا دراین مقاله سعی شده اهداف تربیتی قصص را در سه موضوع « اعتقادات ، عبادات ، اخلاقیات » دسته بندی و تبیین نموده و به برخی از مصادیق هرکدام اشاره شده است .
فرضیه های قابل طرح ، در خصوص اهداف و آثار تربیتی قصص قرآن :
1 ـ قصص قرآن صرفاً جهت آشنایی با تاریخ و سرگذشت انبیاء و اقوام گذشته تدوین شده است .«نقل تاریخی »
2 ـ قصص قرآن ، صرف آشنایی با روش های تبلیغی و تربیتی انبیاء علیهم السلام تدوین شده است . «آموزش عملی مبلغین »
3 ـ قصص قرآن جهت ، تنزل دادن مفاهیم بلند علمی برای تفهیم مطالب به اقشار مختلف مردم تدوین شده است .«آموزش های نظری ».
4 ـ خداوند متعال برای ارائه ی طریق با الگوها و اسوه های حسنه قصه های قرآن را تدوین نموده است .«الگودهی »
5 ـ قصه های قرآن جهت آموزش و تربیت همه جانبه فرد و اجتماع ، به شیوه های گوناگون جهت سوق دادن آنها به کمال نهایی نگاشته است .
6 ـ قصص قرآن جهت تبیین علل و عوامل سقوط و انحراف «افراد ، اقوام ، تمدن ها »گذشته تدوین شده است . «عبرت آموزی ».
7 ـ قصص قرآن جهت تبیین علل و عوامل پیروزی و تکامل «افراد ، اقوام ، تمدن ها » گذشته تدوین شده «عبرت آموزی »
با توجه به این که اهداف و آثار در واقع یک حقیقت واحد و ملازم هم می باشند باید گفت :از آنجا که قرآن کریم از روی حکمت ازلی الهی سرچشمه می گیرد قطعاً با نزول آن و تدوین قصص در جای جای سور آن ، اهداف و آثار بلند و جامعی مد نظر بوده که تماماً به بعدی از ابعاد اعتقادی و اخلاقی و ... فرد و جامعه ایده آل قرآنی برگشت می کند .

تعریف مفاهیم :

قصه

در فرهنگ های لغت (عربی ، فارسی )معنای مشابهی از واژه قصه ذکر شده از جمله «پی جویی و دنبال کردن اثر »، (راغب اصفهانی ، مفردات . «دمشق :دارالقلم ، 1416 »ماده ی قصص ).
«خبر ، کار ، سخن گفتن »(عبدالرحیم ابن الکریم ، منتهی العرب فی لغه العرب ، ترجمه ی صیفی پور ، ج 3 ، «بی جا ، سنایی ، 1298 » ، ماده ی قصص .
«خبر طولانی »(ابوهلال عسگری ، معجم الفروق اللغویه ، تهیه کننده :بیات (قم :نشر اسلامی ، 1412 )ماده ی قصص .
«کیفیت چیدن ،حدیث ، روایت ، قصه ، داستان ، رخ داد » (فواد افرام البستانی ، منجدالطلاب ، ترجمه محمد .م ، (تهران :اسلامی ، 1360 )، ماده ی قصص .
در قاموس قرآن نیز چنین آمده :«سرگذشت را از آن جهت قصص و قصه گویند که گوینده پیگیر و دنبال آن است .

تربیت

واژه «تربیت »ازجمله کلماتی است که دارای محتوا و بار سنگینی می باشد و مراد از آن به گفته راغب عبارت است از :الرب فی الاصل : التربیه ، و هو انشاء الشی ء حالا فحا لآالی حدٍ التمام ».
طبق معنای یاد شده ،مراد از تربیت انسان ، پروراندن ، آن به آن ، استعداد های فطری و بالقوه او درمسیر کمال الهی می باشد و این تربیت به شکل تکوینی و تشریعی ، توسط پروردگار عالم ، از ازل الی ابد صورت می پذیرد .

فوائد تحقیق :

ناگفته پیدا است که هر پژوهش و تحقیقی ، خواه و ناخواه فوائدی را به دنبال خواهد داشت در غیر این صورت کاری عبث و بی حاصل خواهد بود ، از این روی در این پژوهش سعی شده فوائد زیر حاصل شود :
1 ـ پر نمودن خلاء های موجود در زمینه قصص قرآن .
2 ـ توجه دادن مراکز تربیتی و تبلیغاتی از جمله آموزش و پرورش به نقش سازنده قصص قرآنی .
3 ـ دستیابی به روش های ساختاری قصص قرآنی و استفاده و الگوگیری از آن ها جهت انجام امور تربیتی و هم چنین قصه نویسی .
استفاده از این مقاله به عنوان مقدمه ، خودگامی مؤثر است .جهت دستیابی به برخی از اهداف تربیتی قصص قرآن ،که در نهایت به ساخته شدن فرد و اجتماع ، منجرمی شود .

اهداف و آثار تربیتی قصه در قرآن

اساساً تمام ما سوی الله ، همان گونه که در اصل ایجاد و خلقت نیازمند ، هستی بخش هستند ، جهت استمرار وجود خویش و همچنین حرکت به سوی اهداف عالی خلقت ، هدایت دائم پروردگار عالم می باشند ، و به تعبیر دیگر می توان گفت هدایت اعم از تکوینی و تشریعی نیاز ضروری مخلوقات الهی می باشد . از این روی خداوند متعال وقتی اشاره به «خلقت »می کند بلافاصله به مسئله هدایت اشاره نموده و می فرماید :
بسم الله الرحمن الرحیم
«سبح اسم ربک الا علی ، الذی خلق فسوی ، و الذی قدر فهدی »نام پروردگار والای خود را به پاکی بستای .همانا که آفرید و همان گونه که بخشید و آنکه اندازه گیری کرد و راه نمود .(سوره ی اعلی / 3 ـ 1 )
همان طور که می دانید پروردگار عالم در کنار هدایت تکوینی ، هدایت ویژه دیگری را برای انسان در نظر گرفته که اصطلاحاً بدان «هدایت تشریعی » گفته می شود ، در این نوع هدایت که از طریق وحی ، صورت پذیرفته ، بر خلاف هدایت تکوینی که جبراً در نظام هستی جریان دارد ، به صورت می پذیرد و به تعبیری در هدایت تشریعی تنها خداوند از طریق وحی ارائه نموده تا انسان آگاهانه و از روی اختیار به صراط مستقیم سوق پیدا کند .
استاد آیت الله جواد آملی در مورد معنا و مفهوم هدایت تکوینی و تشریعی می فرماید :
هدایت تکوینی آن است که پروردگار نیروهای علمی انسان را از بینش خاص و نیروهای عملی او از کشش و کوشش مخصوص برخوردار نماید تا فهم یا مشاهده معارف الهی و پیمودن راه و نیل به هدف نهایی به وفق مراد حاصل شود ، چنانچه آب را به پای نهال شسته می رساند و نسیم سحری را از کنار غنچه آماده می گذراند تا آن بارور شود و این شکوفا گردد و ...هدایت تشریعی آن است که پروردگار متعال قانون سعادت بخش را در اختیار انسان قرار بدهد و با امر به فضائل و نهی از رذائل او را آگاه کند تا او با انتخاب خویش راهی برگزیند و به پایان آن راه برسد .«جوادی آملی ، هدایت در قرآن ، ص 32 ـ 31 ».
با این توضیح می توان گفت اهداف تربیتی قصه های قرآنی ، در راستای هدایت تشریعی خداوند متعال در قرآن کریم می باشد .
قران با بیان سرگذشت های عینی و حقیقی ، انبیاء علیهم السلام و اقوام گذشته ، در قالب هنری به شکل داستان ، راه رسیدن به کمال و دوری جستن از رذائل را به انسان آموزش می دهد . در این راستا هر کس از پرتو نور این کتاب الهی استفاده نماید خود را از مهلکه نجات خواهد داد و در مقابل ، معاندین خود را در معرض ظلالت قرار می دهند .
بنابراین ،می توان اهداف تربیتی قصص قرآن را در راستای همان ، هدایت تشریعی که تربیت همه جانبه «اعتقادی ، عبادی ، اخلاقی ، سیاسی ، اجتماعی و ... » فرد و جامعه می باشد دانست که بر همین اساس به شرح و تفصیل آن ، می پردازیم .

تبیین اهداف اعتقادی :

از آنجا که مخاطبین قرآن کریم غالباً عوام و توده مردم می باشند . خداوند متعال ، در کنار مسائل بالای فلسفی و کلامی ، بسیاری از مسائل اعتقادی اعم از توحید ، نبوت ، امامت ، و ... را به شکل داستان تبیین نموده تا عموم مردم از آن بهره مند گردند .

1 ـ توحید و نفی شرک :

از جمله اهداف اساسی دنبال شده در قصص قرآنی ، تربیت فکری و اعتقادی مردم می باشد ، این هدف را می توان در لسان و رفتار انبیاء علیهم السلام و ... به وضوح مشاهده نمود .
بر این اساس ، به نمونه ای از چگونگی دعوت انبیاء به توحید و نفی شرک و همچنین عاقبت اقوام گذشته اشاره می نماییم .
حضرت نوح «ع » در صحنه های مختلف قومش را به خداپرستی دعوت می نمود اما به جز تعداد معدودی به وی ایمان نیاوردند ، و اما سرنوشت مؤمنین و تکذیب کنندگان وی «پس او را تکذیب کردند ، و ما او و کسانی را که با او در کشتی بودند نجات دادیم ؛ و کسانی را که آیات ما را دروغ پنداشتند غرق کردیم ؛ زیرا آنان گروهی کوردل بودند .(اعراف ، آیه ی 64 )
بنابراین می توان نتیجه گرفت ، که اولین و مهمترین اهداف تربیتی قصص قرآنی تربیت اعتقادی انسان ها بر محوریت «خدا پرستی و نفی شرک و بت پرستی »می باشد .
این هدف در تمامی قصص قرآن به شیوه های مختلف بر اساس مقتضیات زمان دنبال شده است .

2 ـ رسالت و هدایت تشریعی

از آنجایی که در نظام احسن الهی ، انسان به عنوان خلیفه و اشرف مخلوقات می تواند با اختیار خویش، از دو راه «سعادت » و «شقاوت » یکی را آزادانه انتخاب کند ،و لازمه ی انتخاب صحیح ، علم و آگاهی کامل و همه جانبه می باشد ، و این آگاهی هم جز از طریق وحی امکان پذیر نخواهد بود ، لذا خداوند کریم ، بر اساس حکمت و لطف خویش، جهت اتمام حجت و کمک به پیامبر درونی «عقل » انسان پیامبرانی را از جنس بشر به همراه معجزاتی متناسب ادعای آنان مبعوث فرمود ، تا از طریق وحی که از هر گونه نقص و عیب و خطایی مصون است ، بین مبدأ و معاد صراط مستقیمی را ایجاد کند ، از این روی خداوند در سوره ی انعام وقتی نام بسیاری از انبیاء (ع) را به میان می آورد ، به این مهم «صراط مستقیم »و «هدایت »اشاره می کند .
به طور کلی ،آنچه در قرآن آمده ، اعم از قصه ها و اخبار و ... همگی وحی الهی می باشند که به طریق مختلف برپیامبر اسلام «ص » نازل شده است .
علاوه بر این که بر خاتم انبیاء وحی نازل می شده وقتی به تاریخ انبیاء (ع) مراجعه می کنیم ، به وفور مشاهده خواهیم کرد که بر آنان نیز وحی می شده است و از همین جهت ، دنبال کردن پدیده وحی ، چگونگی کاربرد آن ، در قصص قرآنی ،می تواند به عنوان یکی از اهداف ،مطرح شود .
حضرت موسی (ع)از جمله پیامبرانی است که مکرراً در صحنه های مختلف ، زندگی پر فراز و نشیب خویش از طریق «وحی » مورد رهنمود الهی قرار گرفته است . صحنه های مربوط به نزول وحی به آن حضرت ، در سوره ی اعراف آمده است .
در قصص قرآنی ، به نحوی مستقیم و یا غیرمستقیم ، چگونگی ارتباط وحیانی پیامبران به تصویر کشیده شده است .

3 ـ معاد و جهان پس از مرگ :

یکی از سؤالات و دغدغه های دیرینه انسان ، مسئله معاد و چگونگی زنده شدن او پس از مرگ می باشد . در این راستا گروهی حیات پس از مرگ را منکر شده و بعضی دیگر آن را افسانه پنداشتند که رد پای این خیال پردازان مشکک نیز در قرآن کریم مشاهده می شود از جمله :«که گفتند از کجا که چون ما مردیم و استخوان ما پوسیده و خاک شد باز مبعوث و زنده شویم از این وعده ها بسیار به ما و پیش از این به پدران ما داده شده ولی این ها افسانه های پیشینیان است .
از این روی خداوند متعال ، به طرق مختلف و در داستان های گوناگون ، چگونگی زنده شدن مردگان رابه تصویر کشیده ، تاپاسخی باشد به شبهات و سوالات مطرح شده ،که در طول تاریخ و در هر زمانی ، ممکن است به ذهن و زبان و قلم انسان جاری شود .و بدین جهت می توان نتیجه گرفت که یکی از اهداف اعتقادی دنبال شده در قصص قرآنی تبیین مسئله معاد و مسائل پیرامون آن است .
از همین قسم است ، داستان اصحاب کهف ، زنده شدن مقتول در زمان حضرت موسی «ع» و درخواست حضرت ابراهیم خلیل از خدا جهت مشاهده احیاء مردگان و اشارات زیادی که انبیاء علیهم السلام به قیامت ، بهشت و جهنم و ... داشته اند .

4 ـ امامت و ولایت :

یکی از ضروریات دین اسلام ، که محوریت جامعه اسلامی را عهده دار است . اصل امامت و زعامت و رهبری می باشد و روی همین اصل زمین هیچ گاه از حجت خدا خالی نبوده و نخواهد بود .
انبیاء عظام با وجود این که خود نسبت به مردم ولایت داشتند ، اما همواره خود را بنده ی خدا و حضرت حق را به عنوان ولی خطاب می نمودند .
به عنوان نمونه در هنگامی که خدا حضرت موسی (ع) هفتاد نفر از قوم خویش را به وعده گاه برد ناگهان صاعقه قهر الهی همه جا را فرا گرفت و نزدیک بود همگی آنان هلاک شوند ، در این هنگام بود که آن حضرت خطاب به خداوند از واژه «ولی » استفاده نمود . قرآن کریم این صحنه داستان را در (سوره ی اعراف / آیه ی 155 )بیان می کند .
در این جا لازم است به این نکته اشاره شود که لازمه ی ولایت ، اطاعت می باشد و روی همین اصل در آیات زیادی به این نکته اشاره شده از جمله : خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خود را نیز اطاعت کنید . ( سوره ی نساء /آیه 59 ).
با توجه به مسائل ذکر شده و شأن و نزول آیات فوق ، همچنین اهمیت موضوع امامت و رهبری در اسلام ، از جمله اهداف تربیتی قصص قرآنی «از بعد اعتقادی » را می توان تبیین مسئله ولایت و امامت بر شمرد .

5 ـ تبیین قسط و عدل :

مبحث «عدل » مانند مباحث اعتقادی دیگر از قبیل توحید ، نبوت و معاد و امامت همگی از مباحث علم کلام است که هر کدام به نوبه خود جای بحث دارد و ما فعلاً در مقام آن نبوده و نیستیم ، آنچه در این مقوله مطرح است ، اشاره ای به چگونگی پیاده کردن و ایجاد عدالت در جامعه توسط انبیاء الهی می باشد که بعضاً در قصص آنان آورده شده و اساساً طبق (سوره حدید ، آیه 25 )یکی از وظایف مهم انبیاء (ع) در جامعه به پا داشتن قسط و عدل و جلوگیری از ظلم و جور می باشد که در حد توان نیز انجام وظیفه نمودند .
با این توضیح مختصر ، اکنون می توان چنین برداشت کرد که یکی از اهداف قصص قرآنی از نظر اعتقادی ، تبیین و اثبات عدالت خداوند و اجرای آن توسط انبیاء در جامعه می باشد . که به نمونه ای از آن اشاره می گردد .
از جمله اقوامی که کم فروشی در میان آنها رایج بود ، قوم حضرت شعیب (ع)بودند .لذا آن حضرت با مشاهده این وضع نابسامان اجتماعی که مردم در داد و ستد خود قسط و عدل را رعایت نمی کردند .بر حسب وظیفه جهت اقامه قسط و عدل ، قوم خویش را نصیحت فرمود . اما نصایح حضرت شعیب کارساز نشد و چون قوم ، حضرت را تکذیب کردند خداوند هم آنان را در همین دنیا به مکافات اعمالشان رسانید .

اهداف اخلاقی و تربیتی

یکی از مهمترین مأموریت های پیامبران علیهم السلام ، تربیت و تزکیه نفوس انسانها می باشد که اصطلاحاً علم اخلاق گفته می شود .
پیامبر گرامی اسلام در این خصوص می فرماید :«انما بعثت لاتمم مکارم الا خلاق »(میزان الحکمه ، ج4،ص 1530)
«اخلاق »جمع خلق به معنای شکل و هیئت روح و باطن انسان می باشد (راغب اصفهانی ، مفردات ،ماده خلق،ص 20297)
کلاً به حالات و ملکات مثبت و منفی «فضائل و رذائل »راسخ شده ی نفسانی انسان ، این واژه اطلاق می شود. حضرت علی (ع)حسن خلق را نشأت گرفته از نفس دانسته می فرماید : «حسن الخلق للنفس و حسن الخلق للبدن »(غررالحکم ، ص 254)
علاوه بر آن خداوند متعال ، جهت تزکیه نسل بشر با ذکر سیره ی بعضی انبیاء و اولیاء ، نمونه های عینی را در قالب قصه ترسیم نموده تا عبرتی جاوید باشد برای همگان ، که در این جا به برخی از آنها اشاره می گردد .

نمونه هایی از فضائل اخلاقی در قصص قرآن

1 ـ توکل

مومنین حقیقی به خالق متعال ، در کارهای خود ، تنها به او توکل کرده و خداوند متعال هم آنها را همواره دوست داشته و در انجام کارها یاری نموده است . لذا بر همه لازم است به این فضیلت نیکو خود را متصف نمایند و از این جهت انبیاء علیهم السلام که خود اسوه های حسنه در بین جامعه بودند همواره بر خدا توکل می کردند .
در زندگی سراسر الگوی پیامبر اسلام ، وقتی دقت کنیم خواهیم دید که ایشان در تمام طول رسالت خویش در فراز و نشیب های مختلف همواره بر خدای یکتا توکل می نمود ، از جمله در امر جنگ خدا به او فرمان می دهد با اصحاب خود مشورت کن و اگر تصمیم قطعی گرفتی بر خدا توکل کن در (سوره ی آل عمران ، آیه 159 )به این نکته اشاره شده است .
تمام انبیاء علیهم السلام ، در انجام امورات محوله بر خدای هستی بخش توکل می نموده و ثمره ی این توکلات را نیزکه همان پیروزی و موفقیت در کارها بود در قصص آنان ترسیم نموده تا اینکه خوانندگان خود را به این فضیلت بیارایند .

2 ـ تقوا

خداوند متعال بهترین زاد و توشه ی آخرت را تقوا معرفی نموده و می فرماید :
«بهترین توشه این راه تقوا است و از من بپرهیزید و خدا ترس شوید ای صاحبان عقل و ادراک » (سوره ی بقره / آیه ی 197 )
بر این اساس ، می توان یکی از فضائل ارزنده انسان را که روی آن بسیار تأکید شده «تقوا » دانست و رو ی همین اصل در قصص قرآنی هم موارد زیادی از تقوای عملی انبیاء (ع ) به تصویر کشیده شده است . پس از آنکه حضرت یوسف در آزمونی بزرگ دامن خود را از گناه حفظ کرد ، خداوند متعال هم بالافاصله کید زلیخا را آشکار کرد و سرانجام آن حضرت آزاد گردید و به خاطر همین پرهیزکاری که داشت به مقامات بالایی رسید .در ( سوره ی یوسف /آیه های 57 ـ 56 ) به این موضوع اشاره شده است. در جای جای قصص قرآنی به ویژه در دعوت های انبیاء آنچه بیشتر جلب توجه می کند دعوت به تقوا و پرهیزکاری است که دعوت حضرت ثمود ، لوط ، شعیب و دیگر انبیاء الهی از این جمله است .

3 ـ خلوص

اخلاص ، کیمیای هرفکر و نیت و عمل انسانی است اگر کسی بخواهد از گزند شیطان خود را برهاند و اعمال خود را صرفاً «لله » انجام دهد و به آن ها صبغه الهی بخشد ، تنها و تنها یک راه دارد و آن دستیابی به کیمیای خلوص می باشد .
از جمله علائم اخلاص در عمل این است که اگر کسی «لله » فعل خیری را انجام داد ، هرگز انتظار پاداش از بندگان خدا را نداشته باشد و لذا انبیاء الهی همواره این مطلب را متذکر می شوند از جمله حضرت نوح (ع) خطاب به قوم خویش فرمود :«و بر این {رسالت }اجری از شما طلب نمی کنم . اجر من بر عهده پروردگار است .(سوره ی شعراء / آیه ی 109 )
حضرت هود ، صالح ، لوط ، شعیب و ...همین کلام را داشتند که بیانگر خلوص آنان بوده و از همین جهت مانند حضرت یوسف (ع)خداوند متعال در تمام مشکلات آن را یاری می نمود .

4 ـ صبر

از جمله فضائل اخلاقی ، که هر انسان مؤمنی باید بدان متصف باشد صبر به معنای اعم آن می باشد .
استاد علامه طباطبایی (قدس ره )، صبر را از بزرگترین ملکات و فضیلت ها دانسته و می فرماید :«صبر از بزرگترین ملکات و احوالی است که قرآن آن را ستوده و مکرر امر بدان نموده است تا جایی که قریب هفتاد مورد شده است . حتی لقمان در مورد فرزندش فرموده « ان ذلک من عزم الامور » ( این حاکی از عزم و اراده ی تو در امور است ) این صبر از کارهای بس مهم است » (طباطبایی ، المیزان ، ج 3 ،ص 242 ).
پیامبر اسلام (ص)صبر را بر سه قسم دانسته و می فرماید :«الصبر ثلاثه :صبر عند مصیبه و صبر علی الطاعه و صبر عن المعصیه » .
و لذا وقتی به داستان های قرآن مراجعه می کنیم به جلوه های مختلفی از اقسام صبر بر می خوریم .حضرت ایوب اسوه ای صابر در تمام زمینه ها بود و خداوند داستان وی را جهت عبرت اندوزی مردم نقل فرموده تا به این صفت اخلاقی خود را آراسته و از زمره صابران قرار گیرند .
حضرت یوسف اسوه صبر در برابر گناه بود و از جمله پیامبرانی است که از قصه او می توان عبرت های زیادی گرفت .

5 ـ حسن خلق

از جمله عواملی که باعث گرایش مردم به دین و شرایع آسمانی گشته . حسن خلق ، نرم خویی ، ادب و احترام انبیاء (ع )نسبت به مردم حتی دشمنان بوده و قرآن کریم نیز به این امر تصریح نموده است .
حسن خلق را می توان از جمله فضائل شاخص اخلاقی نامید و در قصص قرآنی ، به مناسبت از این ویژگی و نقش آن در جذب مردم به سوی اهداف والای اسلام یاد شده است .
انبیاء به نوبه ی خود در گفتار و رفتار خویش این اصل را رعایت می کردند . از جمله ،در چگونگی دعوت و همچنین نصایح آنان این موضوع به وضوح به چشم می خورد .به عنوان نمونه می توان به نحوه ی دعوت حضرت ابراهیم و برخورد او هنگام دعوت عمویش آزر ،برخورد حضرت یعقوب با پسران خطاکارش ، و همچنین برخورد حضرت یوسف با آنها ، چگونگی نصیحت حضرت لقمان به پسرش و حتی شیوه ی دعوت حضرت موسی به هنگام مواجه با فرعون اشاره نمود .

6 ـ امانت

یکی از صفات ارزنده انسان امانتداری و حفظ اسرار و اموال می باشد ، از این روی در آیات و روایات زیادی در خصوص این صفت تأکید شده است و پیامبران الهی نیز متصف به این ویژگی بوده اند . قصص قرآنی نیز بعضاً مبین و ترسیم کننده شیوه ی امانتداری پیامبران عظیم الشأن و ... می باشد .آنها با رعایت امانت و حفظ اسرار عملاً آثار اینگونه فضائل را بر صفحه ی تاریخ خویش نگاشته اند تا نسل بشر تا قیامت با خواندن این واقعیات ، پند و عبرت گرفته و خود را بدان متخلق نماید .
انسان اگر در خلوت امین و امانتدار بود ، به طور حتم در خلوت به نحو اولی امانت دار خوبی خواهد بود و از همین جهت ، هم در قصه ی حضرت موسی (ع)و برخورد وی با دختران حضرت شعیب و هم در قصه ی حضرت یوسف (ع)به هنگام مراوده زلیخا او ، شیوه ی امانت داری و مصادیق از انسان های امین به طور هنرنمایی خاصی به تصویر کشیده شده است .
خاتم الرسل حضرت محمد (ص)حتی قبل از بعثت ملقب به محمد امین بود و پس از بعثت به نحو احسن ، این ویژگی را دارا بود .بنابراین بر تمامی انسانها لازم است با الگو قرار دادن این اسوه های الهی خود را متصف به این فضایل اخلاقی نموده و از سیره عملی آنها عبرت آموزی کنند .
این بود برخی از فضایل اخلاقی که در قصص قرآنی به طور ملموسی به چشم می خورد و باید گفت دهها و صدها مسئله اخلاقی کوچک و بزرگ را نیزمی توان از این دریای بیکران ، استخراج نمود که خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .

اهداف عبادی

یکی دیگر از اهداف و آثار بزرگ قصص قرآنی ، پس از اهداف اعتقادی ، توجه دادن انسان به عبادت و بندگی خداوند متعال و همچنین تشریع و تبیین احکام عبادی توسط انبیاء عظام علیه السلام می باشد که این عبادات در نماز ، حج ، زکات ، روزه ، خمس و جهاد ، امر به معروف و نهی از منکر و همچنین تولی و تبری تجلی می یابد .
اکنون به بعضی از قصص قرآنی که در آن به عبادات اشاره شده می پردازیم :

1 ـ نماز

یکی از ارکان اسلام پس از اصول اعتقادی ، نماز می باشد . که در قرآن کریم و احادیث زیادی بدان اشاره شده است .
پیامبر عظیم الشأن اسلام نماز را از شرایع دین دانسته می فرماید :«نماز از شرایع و احکام دین است و موجب خشنودی پروردگار عزوجل و راه و روش پیامبران می باشد »(ری شهری ، میزان الحکمه ، ج 7 ، ص 3092 ).
وقتی حضرت موسی (ع)به کوه طور رفت .خداوند او رابه رسالت خویش خبر داد اولین عبادتی را که خدا پس از معرفی خود ، از او درخواست نمود اقامه نماز بود . قرآن کریم خلاصه این داستان را در (سوره ی طه ، آیه 14 ـ 9 ) نقل کرده است .درجای جای قصص انبیاء علیهم السلام در خصوص نماز نکات ارزنده ای آمده است که باید در جای خود پیرامون آن بحث شود .

2 ـ روزه

دومین هدفی که در بخش عبادی قصص قرآن مطرح است ، تبیین مسئله صوم می باشد . بر اساس آیه ی فوق در تمامی امت های قبل از اسلام به شکلی روزه وجود داشته است که بعضاً در قصص آنها بدین اشاره شده است ، واژه صوم در لغت به معنی مطلق امساک (خود داری )می باشد که هم شامل امساک از خوردن و آشامیدن می گردد و هم افعال دیگر مثل :حرف نزدن و یا ... (مفردات ، راغب ، واژه صوم :الصوم فی الاصل ، امساک عن الفعل ، مطعماً کان او کلاماً او مشیا ).
بر اساس آیات سوره ی مریم ، این مطلب فهمیده می شود که در امت های قبلی به نوعی «روزه سکوت » رواج داشته ، که آن را به صورت نذر به قصد قربت انجام می دادند .
استاد جوادی آملی از جمله اوصاف مشترک بین تولد حضرت عیسی (ع) و حضرت یحیی (ع)را «روزه سکوت » حضرت مریم و حضرت زکریا دانسته می فرماید :«همان گونه که زکریا سه روز از کلام عادی محروم شد و تنها به ذکر و مناجات و تسبیح خداوند بسنده کرد . مریم نیز بعد از تولد عیسی مأمور صوم صمت شد و یاد و نام خدا تنها انیس وی بود و با کسی سخن نمی گفت »(سیره پیامبران ، ج 7 ، ص 338 )

3 ـ انفاق

منظور از انفاق در اینجا به معنای اعم آن هم شامل اداء حقوق شرعی مانند خمس ، زکات می باشد و هم غیر آن را در بر می گیرد این واژه را خداوند در قرآن هم ردیف عبادات دیگر ، ذکر نموده از جمله در (سوره ی بقره آیه های 3ـ 2)به آن اشاره شده است .
مسئله انفاق ، نیزمانند عبادات دیگر ، در لابه لای قصص قرآنی از آن یاد شده است .وقتی زندگی اولیاء و انبیاء را بررسی می کنیم ، در کنار واجبات الهی ، انفاق همه جانبه را سر لوحه زندگی آنان خواهیم یافت .از جمله نبی اکرم در طول زندگی خود به ویژه در دوران نبوت خویش جهت اعتلای اسلام ، آنچه داشت از اموال خدیجه و غیره حتی جان خویش را در طبق اخلاص گذاشت .
خداوند متعال در دهها آیه در مورد انفاق ، چگونگی پرداخت آن بحث نموده و در این راستا ضمن مثال های محسوس انسان را جهت انجام آن تشویق نموده است و در کنتار این تشویق ها و دعوت ها ، ضمن قصه ای شیرین به نمونه ای از عاقبت کسانی که مبادرت به این امر خیر نکرده اند اشاره می کند تا مایه ی عبرت عالمیان واقع شود .

4 ـ حج :

از جمله احکام الهی که بر هرمستطیعی واجب گشته رفتن به حج می باشد . خداوند متعال چگونگی انجام و تاریخ آن را در داستان حضرت ابراهیم خلیل الرحمن بیان فرموده است . از همین نکته به یکی از اهداف و آثار قصص قرآنی که آن تعلیم عملی و نظری عبادات از جمله «حج »است پی خواهیم برد .
علامه مجلسی (ره)در خصوص چگونگی تعلیم مناسک حج به حضرت ابراهیم می نویسد :
به سند معتبر از «امام صادق علیه السلام منقول است که :
حق تعالی امر فرمود ابراهیم را ، حج بکنید و اسماعیل را با خود به حج ببرد و او را در حرم ساکن گرداند .پس به حج رفتند بر شتر سرخی و با ایشان کسی همراه نبود .به غیر از جبرئیل ، چون به حرم رسیدند ، جبرئیل گفت : ای ابراهیم فرود آی با اسماعیل ، و غسل کنید قبل از داخل شدن در حرم ، پس فرود آمدند و غسل کردند .و به ایشان نمود که چگونه مهیای احرام شوند و امر کرد ایشان را صدا به تلبیه حج بلند کنند و بگویند آنها چهار تلبیه را که پیغمبران می گفته اند ، پس آورد ایشان را به باب الصفا و از شتر فرود آمدند و جبرائیل میان ایشان ایستاد و رو به سوی کعبه کرد و الله اکبر گفت ، و ایشان نیز گفتند :...و جمع مناسک حج را به ایشان نمود و امر کرد ایشان به جا آورند ... (حیوه القلوب ، ج 1 ، ص 139 )

5 ـ جهاد :

جهاد واژه ای است مقدس و نورانی که بسیاری از روایات و آیات معصومین علیهم السلام را به خود اختصاص داده است . جهاد دارای مراتبی است ولی به طور کلی می توان آن را به دو شاخه تقسیم نمود :
الف )جهاد اکبر :مراد از آن مبارزه با نفس است . (جهاد درونی )
ب )جهاد اصغر : مراد از آن مبارزه با دشمنان بیرونی می باشد . ( جهاد برونی )
در قصص قرآنی ، نمونه های زیادی از هر دو قسم وجود دارد .
در میان انبیاء بیشترین جنگ و جهاد را خاتم الرسل انجام دادند و هیچ پیامبری هم مانند حضرت محمد (ص)در جهت تبلیغ اسلام مورد آزار و اذیت قرار نگرفت .
الگوهای تمام عیار میادین جهاد اکبر ، انبیاء علیهم السلام هستند . خداوند متعال ، جهت به نمایش گذاردن نمونه ای تمام عیار از مبارزه با نفس ، تمام عناصر لازم را در حد اعلی در قصه ی یوسف در نهایت زیبایی و جذابیت به کار گرفته است ، از این جهت حضرت یوسف را در کمال زیبایی به عنوان قهرمان و سوژه ی اصلی داستان خلق نمود و همین زیبایی و جذابیت باعث جلب توجه پدر ، کاروانیان ، همسر عزیز مصر گردید . وی در جوانی به خاطر همین «جمال » مورد آزمونی بزرگ قرار گرفت و سرانجام به عنوان قهرمان عفاف از میدان جهاد اکبر پیروزمندانه و سر فراز بیرون آمد . یکی از صحنه های عبرت آموز ، در قصه های قرآن همین داستان می باشد .
در هر حال ، صحنه های داستانها و قصص قرآن مملو از میادین مبارزه در هر دو نوع جهاد می باشد که هر کدام به نوبه ی خود ، پیامها و آثار ثمربخشی برای نسل بشریت به ارمغان دارد .

6 ـ امر به معروف :

یکی از وظایف و رسالتهای پیامبران الهی اقامه فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر بوده و آنان ضمن انجام آن ، راههای عملی و همچنین نتایج مثبت و منفی و عواقب عاملین و متمردین را در داستانهای خویش ترسیم کرده اند . بنابراین می توان یکی از اهداف عبادی قصص قرآنی را همین امر دانست .
از همین قبیل است ، نصایح لقمان به پسرش ، حضرت موسی به هنگام دعوت فرعون و بقیه ی انبیاء و اولیاء علیهم السلام به ترتیب و به نوبه ی خود این فریضه ی الهی را انجام می دادند .

7 ـ تولی و تبری :

مراد از تولی در این جا به معنای دوستی و تبری به معنای بیزاری می باشد در این راستا آنچه مهم است جهت دهی به این دوستی ها و دشمنی هاست .
در قرآن کریم و به ویژه در قصص داستان های انبیاء علیهم السلام مصادیق زیادی از این حب و بغضها ، به چشم می خورد ، که همگی مایه ی عبرت و هدایتگر نسل بشر در این زمینه می باشد .

8 ـ دعا :

قال رسول الله (ص) :«افضل العباد الدعا » (میزان الحکمه ، ج 4 ، ص 1642 )
یکی از افضل ترین عبادات به فرموده ی پیامبر اکرم (ص) «دعا » و راز و نیاز با خالق بی نیاز است و اساساً یکی از اهداف و فلسفه عبادات ، دیگر ، توجه دادن به این مهم است که انسان این مخلوق فقیر بالذات خواسته های خویش را از خالق هستی بخواهد و برای او هم عبادت نماید .
هنگامی که حضرت موسی (ع) مأموریت یافت به کاخ فرعون برود از خدا چند چیز درخواست کرد و خداوند هم تمام خواسته های او را اجابت کرد . بحث دعا در قرآن بحث مفصلی است که در این مقوله نمی گنجد و لذابه همین یک نمونه بسنده کرده .

نوشته شده در دوشنبه نهم خرداد 1390ساعت 10:7 توسط خدیجه صفریان| |